14 / مـــرداد / 1392با مطالعه این مطلب، دید بهتری نسبت به 14 / مـــرداد / 1392 خواهید داشت.حدود 12 – 1 بیدار شدم و باز تا عصر گذشت دیگه آقا
بعدش با بچه ها رفتیم پارک باز و باز نمیخواستم برم خونه از مامانم پرسیده بودم
بابا افطار خونه ان که بیان کردن بله! منم شرح دادم خونه امیر دعوتم!! بعد کارتمو برداشتم
که با امیر بریم ساندویچی برا افطار.آقا بنا بود بریم در خونه امیر چایی و خرما رو
بزنیم بعد بریم ساندویچی.سانویچی فلکه اول بسته بود و باید میرفتیم فلکه دوم.بعد
آقا رفتیم چایی رو بزنیم که مامانش کلی
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
16 / مـــرداد / 1392در ادامه، با جزئیات بیشتری به 16 / مـــرداد / 1392 میپردازیم.ساعت 2 یا 2 و نیم بود بیدار شدم.بعدم بابام
خونه نبود و زود از جام پاشدم! (قابله ذکره که روزای دیگه تا حدود 5 بین پتو و تشک
میموندمکه بابام تشریفشونو ببرن و بعد با امنیت از جام پاشم!) بعدشم که رفتیم پارک و
افطار خونه دایی دعوت بودیم و باید زود میرفتم خونه.تو پارک با دو تا آدم باحال
آشنا شدیم و بعدم رفتیم افطار و اونجا هم همچنان سیاست سکوت در حضور پدر و مادر رو
در پیش گرفتم! بعد دوره قرآن خونه بابابزرگم بود که مامان
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
15 / مـــرداد / 1392در ادامه، با 15 / مـــرداد / 1392 بیشتر آشنا خواهید شد.سلامی دوباره!حدود 5 خوابیدم تا 2 !!بعد گذشت تا حدود 5 و نیم که رفتیم پارک با بچه ها شامل شایان و امیر و محسن! امیر از این گچ کاریه که میره خیلی خسته بود.طرف همه کار میکرده غیر کچ کاری!! در و پنجره نصب میکرده و پله میذاشته!! دیگه رفتیم براش دنبال کار بگردیم.تا فلکه دوم همه مغازه ها رو رفتیم! یه گل و گیاه ارائهی بود امیر پرسید شاگرد نمیخواین؟! یارو اومد دهنشو باز کنه امیر بیان کرد چه کثیفه اه! نه نمیخوای!!! برگشتیم و عید نش
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
17 / مـــرداد / 1392در ادامه، به جنبههای مختلف 17 / مـــرداد / 1392 خواهیم پرداخت.سحری خوردیم و بعدش خواب تا حدود 1 ! روز آخر
بودو قرآن رو تمام کردم تا 5 و نیم و رفتیم پارک! کلی با ابوالفضل و شایان تو
استلخ پارک آب بازی کردیم بعدم با محسن رفتیم شیرینی بگیره برا
خونه! بعدم افطار شد و عید! و یه عزیزی رفت سفر و بعد از افطار رفتیم که بریم فوتبال
و ناراحت بودم دلم نمیخواست برم.رفتیم سمت چارشنبه بازار هیچکس نبود باهاش بازی
کنیم! برگشتیم یه بستنی خوردیم و بعدم رفتیم خونه و تا حدود 7 صبح بیدار بودم.مث
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
18 / مـــرداد / 1392اطلاعات گردآوریشده درباره 18 / مـــرداد / 1392 را در ادامه مطالعه کنید.حدود 1 بیدار شدم! عید بود و نهار خونه عموم دعوت
بودیم.از حدود 4 بارون گرفت که با امیر رفتیم پارک و یه شیر موز زدیم تو آبمیوه
همون کنار پارک به غایت بی مزه!!! اصلا همش شیر بود! فقط طرف آدامس موزی خورده
بود، تفای تو دهنشو ریخته بود تو لیوان فک کنم! بعد از شام حدود 10 با سعید و امیر
و علی و سجاد و مصطفی رفتیم فوتبال پارک توحید! بدون توپ البته!!! بعد باز مصطفی و
سعید رفتن توپ آوردن! نزدیک 11 و نیم تازه ابتدا
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
در این مطلب، مهمترین نکات مربوط به 19 / مـــرداد / 1392 را مرور میکنیم.
پست بعدی همین الان میاد!
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره 20 / مـــرداد / 1392 هستید، ادامه این مطلب را مطالعه کنید.
پست بعدی آماده است!
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
در ادامه، با ویژگیها و نکات مهم 21 / مـــرداد / 1392 آشنا میشوید.
منم که علاف! پست بهدی رو همین الان میذارم دیگه!
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره 22 / مـــرداد / 1392 هستید، ادامه این مطلب را مطالعه کنید.
یه دونه پست دیگه هست برا در زمان حاضر بقیش باشه بعدن باز!!
برچسب:
نویسنده: مهران رضایی